علیرضا ومهمون نوازی
سلام پسره مهربونم. امروز خیلی پسر خوبی بودی.هم مامان وبابا رو اذیت نکردی هم کلی مهمون نوازی کردی. بابا محسن دوشنبه بعد از امتحان آخرش زود اومد تهران پیشمون.قبل از اینکه برسه زنگ زد و زود حاضر شدیم واومدیم خونمون.شبش یه کوچولو اذیتمون کردی و خوابیدی.اما امروز صبح سر حال از خواب بلند شدی و کلی باهامون بازی کردی.تا بابایی خواست بره برای صبحانه نون بگیره تو هم شروع کردی خودتو براش لوس کردی تا ببردت وموفق هم شدی.حاضرت کردم وباهاش رفتی.بابا میگفت صدات در نیومده و ساکت دورو برت رو نگاه میکردی. وقتی هم که برگشتی رفتی خونه ی همسایمون و منو بابات بعد از مدت های طولانی موفق به خوردن یه صبحانه دونفره شدیم (خدا خیرشون بده) بعد از برگشتن شما...
نویسنده :
مامان عليرضا
0:22










