علیرضا و دلتنگی برای باباش
سلام.چطوری پسرم خوبی؟ میدونی امروز چیکار کردی؟نه؟یادت رفته؟خب من اینجا برات مینویسم که همیشه یادت بمونه دیگه! امروز نزدیکای ظهر بود که من میخواستم زنگ بزنم به بابا محسن تا ببینم امتحان اولش رو چیکار کرده وشما هم رو پای من داشتی لالا میکردی.همچین که من تلفن رو برداشتم... شما شروع کردی پشت سر همدیگه بابا گفتن و دست وپا زدن.خیلی وقتا میگفتی بابا ولی امروز خیلی جالب و عجیب بود.بوست کردم و شماره بابا رو گرفتم.خونه ی دوستش بود و داشت درس میخوند برای امتحان بعدیش.منم که دیدم مشغوله زود خداحافظی کردم تا به درسش برسه توی این مدت شما رو پای من همش دست وپا میزدی و خودت رولوس میکردی تا طبق معمول تلفن رو ازم بگیری.وقتی تلفن ر...
نویسنده :
مامان عليرضا
0:40







