علیرضا و گردش
سلام امید زندگی مامان. دیروز منو خاله زهرا رفته بودیم بیرون که یه دفعه چشممون خورد به یه کت اسپرت خوشگل برای شما.با کلی ذوق وشوق خریدیمش و وقتی اومدیم خونه با ضد حال شدید مامان راضی مواجه شدیم امروز مامان راضی گفت که باید بریم وکت رو عوض کنیم و استدلالش هم این بود که چون شما هنوز راه نمیری اگه کت بپوشی خیلی مسخره میشی!منم که روی نظرات مامان راضی خیلی حساسم قبول کردم.تصمیم گرفتیم به جاش برات یه شلوار بخریم.بعد از ظهر کالسکه ی عرفان رو قرض کردیم و شما رو گذاشتیم توشو راهی خرید شدیم.جنابعالی هم سر از پا نشناختی و توی تمام مدت ساکت و با خنده بیرون رو نگاه میکردی.خلاصه که رفتیم وپس دادیم وجاش یه شلوار کتون خوشگل برات خریدم.توی مسیر یه دفعه ...
نویسنده :
مامان عليرضا
1:26







