عليرضاعليرضا، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 2 روز سن داره
ازدواج مامان و باباازدواج مامان و بابا، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 28 روز سن داره

عليرضا دنياي مامان وباباش

علیرضا و اولین نوروز باستانی

1393/1/1 17:51
نویسنده : مامان عليرضا
417 بازدید
اشتراک گذاری

سلام پسر عزیرم.اولین نوروزت مبارک.

از صبح امروز بگم برات تا برسیم به بعد از ظهر و رفتن به امام زاده و تحویل سال نو.

امروز صبح هم مثل سایر روزها اول صبحانه خوردیم و بعد حاضر شدیم و رفتیم بیرون.اول رفتیم بازار روز چالوس تا برای شب عید ماهی سفید بخریم و سبزی.عمه طاهره هم سه تا ماهی قرمز کوچولو برای شما و محیا جونی و مبینا خرید اینم عکسش:

1

بعد از اون یه سر رفتیم رادیو دریا کنار ساحل.اما چون هوا سرد بود زود برگشتیم خونه و ناهار خوردیم و شما و محیا جونی رو خوابوندیم تا دم سال تحویل خون به جیگر ما نکنید.

اینم عکس شماست که صبح قبل از بیرون رفتن ازت گرفتم:

2

3

ساعت یک ربع به هفت شب بود که حاضر شدیم و راه افتادیم سمت امام زاده سید عبدالوافی.(پارسال هم سال تحویل همین جا بودیم منتها شما اون موقع توی دل مامانی تشریف داشتید مو امسال توی بغلمزبانکده محصل.دلم میخواست سال اول تولدت حتما بریم که خب خدا رو شکر تونستیم)

رفتیم توی صحن امام زاده برای زیارت که شما تا رسیدیم جلوی ضریح خیلی باحال و جالب دست انداختی و خودتو چسبوندی به ضریح و هی ددددد و بابابابابابا میگفتی که همه رو اونجا به ختده انداخته بودی.خیلی دلم میخواست که ازت عکس بگیرم ولی شرایطش نبود و خانم های دیگه هم توی عکس میفتادن و گفتم شاید راضی نباشن و خلاصه که عکس نگرفتم دیگه.

قبل از تحویل سال هم بابا محسن رو صدا کردیم و اومد و بیرون توی حیاط امام زاده تا لحظه ی تحویل سال همه با هم باشیم.

خیلی خوب و عالی بود همه چیز.میخواستیم بیشتر بمونیم که شما خیلی خیلی خیلی گریه کردی و مجبور شدیم برگردیم که تا رسیدیم توی ماشین یه کوچولو شیر خوردی و خوابیدی.

راستی اینم برات بگم که داشتن شیرینی تعارف میکردن بعد از تحویل سال که جلوی شما نگرفتن و یه دفعه تو یه حرکت خیلی تند و سریع شیرینی بابا رو از دستش گرفتی و شروع کردی به خوردن.انقدر ناز میخوردی و خوشحال بودی که نتونستم جلوی خودمو بگیرم و حسابی بوست کردم.

خونه که رسیدیم عمه ها سریع سبزی پلو با ماهی رو ردیف کردن و حسابی خوردیم36_2_64.gifو به شما هم یه ذره یه ذره میدادیم و با اشتها میخوردی.نوش جونت عزیزم.بعد از شام هم کلی با محیا جونی شیطونی کردید و آخر شب هم از خستگی دیگه گریه میکردید و بعد از اینکه یه کوچولو شیر خوردید زود خوابیدید.منم خواستم وبت رو آپ کنم ولی آنتن نداشتم و بغلت خوابیدم.

اینایی رو هم که میبینی توی چندین مرحله نوشتم و هی سیو کردم تا به اینجا رسید.

این عکساتم بعد از اینکه اومدیم ازت گرفتم.لباسی که تنته عیدی خاله زهراست که قبل از اومدنمون بهت داده بود.

1

2

اینم شما و محیا جونی:

4

در ادامه ی مطلب هم برات راجع به عید نوروز و رسم و رسومات و سفره ی هفت سین مینویسم که بدونی چی به چیه و قضیه از چه قراره.

بدو بیا..........................

smiliey.gif

تاریخچه عید نوروز باستانی و بنیاد شکل گیری آن

 

۱٫ در روایات زرتشتی و بیشتر نویسندگان ایرانی و عرب و شاعران از‌جمله فردوسی، بنیاد آن را به جمشید پادشاه پیشدادی نسبت می‌دهند و می‌گویند: جمشید شاه تختی بساخت که دیوان آن‌را بدوش گرفته به هوا بردند و به یک روزه از کوه دماوند به بابل فرود آوردند، مردم با مشاهده این عمل در شگفت شدند و آن روز خاص را نوروز خواندند.
فردوسی می‌گوید:

چـو خــورشیــد تـابـان میــان هــوا
نشستــه برو شــــاه فـــرمـــــانـــروا
جهـــان انجمن شــد بر آن تخت او
شــگفتی فــرو مــانــده از بخت او
بــه جمشیــد بر گــوهـر افشـانـدنـد
مرآن روز راروز نوروز خــوانــدنــد
ســر ســال نـو هـرمـز فــــرودیـــن
بر آســـوده از رنـــج روی زمیـــن
بـــزرگان به شـــادی بیـــاراستنـــد
مـی و جـام و رامشگـران خواستنـد
چنیــن جــشن فــرخ از آن روزگار
به ما ماند از آن خسروان یادگار(۱)

۲. حکیم عمر خیام در نوروزنامه راجع به جشن نوروز می‌گوید:
از آن بوده است که آفتاب در هر ۳۶۵ شبانه‌روز و ربعی به اول دقیقه حمل بازآید و چون جمشید از آن آگاهی یافت آن را نوروز نام نهاده پس از آن پادشاهان و دیگر مردمان به او اقتدا کردند و آن روز را جشن گرفتند و به جهانیان خبر دادند تا همگان آن را بدانند وآن تاریخ را نگاهدارند و بر پادشاهان واجب است که آیین و جشن و رسم ملوک را به‌جای آرند. از بهر مبارکی و خرمی‌کردن در اول سال هر‌کسی در نوروز جشن کند تا نوروز دیگر عمر در شادی گذراندند.

۳٫ این فصل «فروردگان» است که جشن‌آوری اجداد و نیاکان بود و چنان می‌پنداشتند که در پنج شب متوالی، ارواح طیبه مردگان، برای دیدار وضع زندگی و احوال باز ماندگان به زمین فرود آمده و در خانه و آشیانه خویش مشغول تماشا و سرکشی می‌شوند، اگر خانه تمیز و پاک بود، ارواح مسرور بر می‌گردند، اما در غیر این صورت، آنان غمگین و ناراحت بر‌می‌گردند.

۴٫ روایتی دیگر می‌گوید که نیشکر را جمشید(۲)، در این روز پیدا کرد و مردم از کشف و خاصیت آن متحیر شدند. سپس جمشید دستور داد تا از شهد آن شکر ساختند و به مردم هدیه دادند. آن روز را «نوروز» نامیدند.

۵٫ می‌گویند: اهریمن، بلای خشکسالی و قحطی را بر کره زمین فرو نشانید، اما جمشید به جنگ با اهریمن پرداخت وعاقبت اورا شکست داد. آن‌گاه خشکسالی و قحطی را از ریشه خشکانید و به زمین باز گشت. با بازگشت وی، درختان و هرنهال و چوب خشکی سبز شد. بسا مردم این روز را «نوروز» خواندند و هر کس به یمن و مبارکی، در تشتی جو کاشت و این رسم سبزی نشانیدن درایام نوروز از آن زمان تا به امروز باقی مانده است.

۶٫ بیرونی در آثار الباقیه‌(۳) می‌نویسد: «از آداب جشن نوروز این بود که در صحن هر‌خانه به هفت ستون، هفت رقم از غلات می‌کاشتند و هر‌یک از آنها که بهتر می‌رویید، دلیل ترقی و خوبی آن نوع غله می‌دانستند».
در المحاسن و الاضداد نوشته شده: «بیست و پنج روز قبل از نوروز در صحن کاخ سلطنتی، دوازده ستون از خشت خام برپا می‌شد که بر هر‌یک از آنها یکی از حبوبات را می‌کاشتند و آنها را نمی‌چیدند مگر با نغمه‌سرایی و خواندن آواز. در ششمین روز نوروز این حبوب را می‌کندند و در مجلس پراکنده می‌نمودند وتا شانزدهم فروردین که مهر روز نام دارد آن را جمع نمی‌کردند(۴).

۷٫روایت های اسلامی درباره نوروز
آورده اند که در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین که پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید که این چیست؟ گفتند که امروز نوروز است. پرسید که نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود که خداوند عسکره را زنده کرد. پرسیدند عسکره چیست؟ فرمود عسکره هزاران مردمی بودند که از ترس مرگ ترک دیار کرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده کرد وابرها را فرمود که به آنان ببارند از این روست که پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول کرد و جام را میان اصحاب خود قسمت کرده و گفت کاش هر روزی بر ما نوروز بود.

و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس که گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است که ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یکدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند که این بزرگداشت نوروز به علت امری کهن است که برایت بازگو می کنم تا آن را دریابی. پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است که خداوند از بندگان خود پیمان گرفت که او را بپرستند و او را شریک و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است که آفتاب در آن طلوع کرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شکوفا و درخشان شد. همان روزی است که کشتی نوح در کوه آرام گرفت. همان روزی است که پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از کعبه به زیر افکند. چنان که ابراهیم نیز این کار را کرد. همان روزی است که خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت کنند. همان روزی است که قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می کنند و همان روزی است که قائم بر دجال پیروز می شود و او را در کنار کوفه بر دار می کشد و هیچ نوروزی نیست که ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.

جشن نوروز

جشن نوروز دست کم یک یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یک ماه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: ۵ روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، ۵ روز دوم را به اشراف، ۵ روز سوم را به خادمان و کارکنان پادشاهی، ۵ روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، ۵ روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست کم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز می شود و در «سیزده بدر» پایان می پذیرد. ازآداب و رسوم کهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تکانی یاد کرد.

پنجه (خمسه مسترقه)
بنابر سالنمای کهن ایران هر یک از ۱۲ ماه سال ۳۰ روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجک، یا خمسه مسترقه، گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت که در هیچ یک از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنجه تا سال ۱۳۰۴ ، که تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یک روز قرارداد، برگزار می شد.

میر نوروزی
از جمله آیین های این جشن ۵ روزه، که در شمار روزهای سال و ماه و کار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاکم و امیری انتخاب می کردند که رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می کرد. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می کند که با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می کرد و چیزی می گرفت. و هم اوست که حافظ به عنوان « میرنوروزی» دوران حکومتش را « بیش از ۵ روز» نمی داند.

از برگزاری رسم میر نوروزی، تا لااقل ۷۰ سال پیش آگاهی داریم. بی گمان کسانی را که در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در کوچه و گذر وخیابان می بینیم که با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می کنند و پولی می گیرند بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب «میر نوروزی» و «حاکم پنج روزه » است که تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند و آنان در شعرهای خود می گویند: «حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه».

lijn5.gif

معانی زیبای سین های سفره هفت سین نوروزی

سین اول، سنجد
سنجد نماد سنجیده عمل کردن است.سنجد را بر این باور بر سفره می گذارند که هرکس با خویشتن عهد کند درآغازسال هرکاری را سنجیده انجام دهد.سنجد نشانه گرایش به عقل است؛ احترام به تفکر و ترویج و خردمندی.

 

سین دوم، سیب
دومین سینی که برسفره می نهند سیب است که نماد سلامتی و عشق می باشد.

 

سین سوم، سبزه
سبزه پس از سنجد و سیب بر سر سفره گذاشته می شود که نشانه خرّمی و شادابی و خوش اخلاقی است.سبزی با خود شادابی ، نیکویی و سرزندگی را به همراه می آورد. رنگ سبز ارتعاش افکار ما را موزون نگه می دارد و به ما آرامش می دهد.

 

سین چهارم، سمنو
سمنو مظهر صبر و مقاومت و عضو عدالت و قدرت است.

 

سین پنجم، سیر
سیر به نشانه رعایت حدود و مرزهاست. به سفره هفت سین راه یافته تا پای را از گلیم خویش بیرون ننهیم .سیر نماد مناعت طبع است یعنی انسان باید همواره با قناعت بر جهان بنگرد. پس سیر که نشانه قناعت و یادآور امتناع از تجاوز است را بر سر سفره می نهیم تاانسانی عاقل ،سالم ،شاداب، قوی و قانع باشیم.سیرچشمی و چشم سیری از بزرگ ترین صفات انسان برتر است.

 

سین ششم، سرکه
سرکه نماد پذیرش ناملایمات و نماد رضا و تسلیم است.واقف بر این نکته هستیم که زندگی پیوسته توام با رنج و مشقت و زحمت است و هیچ انسان متعهد و با مسئولیتی نیست که بدون دغدغه بتواند به زندگی ادامه دهد.خداوند، زمین و آسمان و انسان را آسوده و بی غم نیافرید و در هر مشقتی که می رسد ،حکمتی نهفته است و سرکه گویای تسلیم در برابر حکمت خداوند بزرگ و حکیم است.

 

و سین هفتم، سماق
آخرین سین سفره هفت سین سماق است.سماق نمادصبر و بردباری وتحمل دیگران است.صبر به انسان می آموزد که درگذر زندگی، خستگی راباید خسته کرد و کامیابی را باید یافت.
پس بیایید با ایمان به چنین ارزش هایی سال نو را آغازکنیم و با گرایش به عقل و غلبه بر ترس و اضطراب، تصمیم بگیریم زندگی را ازنو بسازیم….

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (7)

انسیه
2 فروردین 93 14:27
سال نوت مبارک قندعسل محمدپارسا برات بوس فرستاد عزیزم ایشالا که سال خوبی داشته باشین
مامان عليرضا
پاسخ
ممنونم خاله جون. قربون محمد پارسا جون.
مهتاب
2 فروردین 93 19:35
الهام جون سال نو مبارک ایشالا..سالی پر خیر برکت سلامتی بدون استرس اضطراب در پیش رو داشته باشی در کنار همسر گرامی و علیرضا جونم سال نو مبارک
مامان عليرضا
پاسخ
ممنونم دختر عمه جون.ایشالا برای شما هم همینطور باشه و آریا جونم هم صحیح و سالم بیاد تو بغلت
مهتاب
2 فروردین 93 19:38
فقط علیرضا جونممممممممممممممممممممم نه هیچ کس دیگه
الهه مامان مبین
3 فروردین 93 2:55
سال نو مبارک دوست عزیزم وایییییییییییییییییی چقدر پست های جدید . زود زود میام برای همش نظر میذارم
مامان عليرضا
پاسخ
سال نو شما هم مبارک دوست خوبم. ممنونم عزیزم که به ما سر میزنی!
خاله
4 فروردین 93 1:57
Kiss for you love for you All the best for you in new year have a good time
مهتاب
5 فروردین 93 14:41
سلام الی جون عشق من خوبه ؟ چراا نظرای من نمیاد
مامان عليرضا
پاسخ
سلام عزیزم ببخشید این چند روزه دسترسی به اینترنت نداشتم.
مامان شیرین خانم
6 فروردین 93 16:39
عزیزم سلام عید شما مبارک ایشالا سال خوبی داشته باشین.این کوچولوی شکموی ناناز رو دوتا بوس گنده بکن.ادامه مطلبتم خیلی قشنگ بود.
مامان عليرضا
پاسخ
سلام عزیزم.عید شما هم مبارک. مرسی عزیزم.شما هم شیرین نازنینم رو ببوسید. ممنونم که وقت گذاشتید و خوندید.