عليرضاعليرضا، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 5 روز سن داره
ازدواج مامان و باباازدواج مامان و بابا، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 1 روز سن داره

عليرضا دنياي مامان وباباش

علیرضا و حمله به کابینت

1392/12/3 0:20
نویسنده : مامان عليرضا
345 بازدید
اشتراک گذاری

سلام مامانی.چند وقته که صبحا به محض بیدار شدن از خواب به سمت کابینت خوراکی های خونه ی مامان راضی حمله میکنی.میگی نه؟خودت ببین چی کار میکنیزبانکده محصل

1

2

3

4

وقتی هم که کامل تخلیه کردی بلند میشی که بری تو کابینت بشینی.زبانکده محصلبیچاره مامان راضی از دست شما باید همه چیزشو قایم کنهزبانکده محصل

توی این عکس آخری هم تازه کشف کردی که در کابینت به اجاق گاز که میخوره صدا میده و از این کشف خوشحال بودی و به مدت زمان طول و درازی مخ ما رو خوردی با این کارت.امان از دست تو شیطون بلای مامان.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (10)

الهه مامان مبین
3 اسفند 92 1:55
وای قربونت بره خاله . مامانی تازه شیطونیام مونده . من تا چند ماه پیش در اتاق خواب هارو میبستم . به کابینت ها هم چسب پهن زده بودم . ولی الان آقا مبین دیگه هم دستشون به دستگیره در میرسه و هم میتونه چسب ها رو بکنه ... ما دوستون داریم .
مامان عليرضا
پاسخ
خدا نکنه خاله جون. بله همه بهم این دلداری رو دادن که تازه اولشه خدا مبین جونوبراتون حفظ کنه.
مهتاب
3 اسفند 92 10:27
خخخخخخخخخخخخخخخخ ای جانم صورتش ببین قربونش برم من
مامان عليرضا
پاسخ
خدا نکنه مهتاب جون
مامان شیرین خانم
4 اسفند 92 14:15
وووووی نی نی شکموی خوشمزه من کشته مرده اکتشافات جدید نی نی هام...
خاله
4 اسفند 92 19:02
واى خاله جون افرين چه خوشمل مشملا دارى كمد مامانى رو به هم مى ريزى انقدر خاله دوست داره يه بوس بده وقتى كه بزرگ تر شدى رو ديوارا نقاشى بكش٠ به مامانى نگى يا
مامان عليرضا
پاسخ
چشم خاله جون قول میدم هم رودیواراتون نقاشی بکشم هم به مامانی نگم که کار من بوده.
مامان نازنین زهرا
5 اسفند 92 14:41
ای جاننننننننننننننننم عزیزم داری تو خونه تکونی به مامانی کمک می کنی
مامان عليرضا
پاسخ
بله خاله جون.همش در حال کمک بوده بچم توی این چند وقت.
ღ¸.• یه مامان ِ شیطون •.¸ღ
5 اسفند 92 23:45
سلام به مامانی و علیرضای گل گلاب خیلی به وبلاگ ما قدم رنجه فرمودین بسی مشعوف شدم باعث افتخاره آشنایی بیشتر و باشما شما لینک شدی
مامان عليرضا
پاسخ
سلام عزیزم.شما هم لینک شدید.به جمع دوستان ما خوش اومدید.
الهام مامان علیرضا
6 اسفند 92 11:10
فدات بشم که دنبال خوراکی هستی علیرضا هم درست مثل شما همیشه تو کابینت بود ولی فقط به هم ریزش داشت و چیزی نمی خورد
مامان عليرضا
پاسخ
خدا نکنه عزیزم. این پسری هم فعلا دنبال اکتشافاته.البته بدشم نمیومد ناخونک بزنه ها!
مامان پرنيان
6 اسفند 92 13:15
سلام خانومي خدا اين پسر شيطون رو برات حفظ كنه . اين گل پسر دقيقاً يك هفته از دخملي ما بزرگتره ! به پرنيان من هم سر بزن خوشحال مي شم
مامان عليرضا
پاسخ
سلام.ممنون که به ما سرزدید. خدا دختر شما رو هم براتون حفظ کنه.حتما میایم دیدنتون.
مامان حدیثه سادات
11 اسفند 92 18:20
زنده باشی عزیزدلم. به به عجب خوراکی های خوشمزه ای هم تو کابینت داری... خوت خاله جون منم اگه بودم میرفتم سر کابینت
مامان عليرضا
پاسخ
سلامت باشی خاله جون. بله واقعا خوراکی های خوشمزه ای اونجا هست ولی مامانم به من نمیده میگه الان زوده.